یه ضعیفه
یکشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1390 ساعت 12:34 ب.ظ
الهی / من قربونت برم این پوریا هم کشت همه رو با اون اومدنو رفتنش حدسم درس بود / پس شووهره می خواست بیاد رفتی آراشگاه زود بر می گرده . . . اون چن روز مگه چه طوری بود که عادی نبود / که الان عادی شده کلک
خب درگیر بیرون رفتن و مهمونی بودم و کارای خونه به خاطر این عادی نبود چطور؟
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی ، چو هستی خوش باش
سعی میکنم خوش بگذره
خرمگس خالتور ترجمش چی میشه؟
اصلا کی بوود؟
شوهرم
اسم وبلاگشه
مرسی عزیزم
الهی / من قربونت برم


این پوریا هم کشت همه رو با اون اومدنو رفتنش
حدسم درس بود / پس شووهره می خواست بیاد رفتی آراشگاه
زود بر می گرده . . . اون چن روز مگه چه طوری بود که عادی نبود / که الان عادی شده کلک
خب درگیر بیرون رفتن و مهمونی بودم و کارای خونه به خاطر این عادی نبود چطور؟
روز از نو روزی از نو!
دقیقا
به روزمرگی رسیدیم.
نه؟
ای همچین...میشه گفت
آپم عزیزم.
و معذرت بابت غیبت
خواهش میشه عزیزم
سلام...............
منم می خوامش
چه قالب خاص ناناسیه
قابل شما رو نداره
دوباره به ترتیب شرروع کن
دانشگاه ...باشگاه...آرایشگاه
اره خب همینه:))
راستی یادم رفت بگم
خوشا بحال شما که ساحلید
ما هنوز گرفتار توفانیم
ما هم اسممان ساحل است اما گرفتاریم
تو یه روز دو تا پست!!!!!!!!
عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــجب!
دیگه چه کنیم
تازه الان تصمیم گرفتم عکسم بزارم
همیشه همینطور بوده عزیزممممم

تکرار و تکرار و تکرار
ایجاد تغییر یه هنره
یذره تغییر مثبت به زندگی بده و با روحیه ی جدید ادامه بده
خیلی کلیشه شد
حالا سعیمو میکنم
روال عادی زندگی خیلی خوبه!من زندگی توی نیمه دوم سال عادی میشه از مهر تا اسفند الان خیلی بدم میاد از این فصول!خرمگس خالتور کجا تشریف بردن؟؟؟
خب هر کسی یه سلیقه ای داره...
رفتن دنبال زندگی...
شما نام و نشان نداری؟
بازم اسمم یادم رفت
اها شمایی مستانه جان عیبی نداره:))
زیبا بود
هم عکست
هم مطلبت
شاد باشی عزیزم
مرسی
عکسش خوبه!
مرسی!
یعنی این قالب دیگه اخرشِ!آخره حس یه دختر.
جدی؟خودم همچین حسی نداشتم...چه حسی داره؟
چه رومانتیک...............احساس میکنم رومانتیک خونم رفته بالا.
بابا رمانتیک