pink(ساحل)
یکشنبه 8 اسفندماه سال 1389 ساعت 09:34 ب.ظ
ببخشید در هنگام پاسخ به نظرات برق قطع شد! در جواب به : (تو) عزیزم : آره هر چیز کمش خوبه اما اگه زیاد باشه نه بلندترین عزیز : بستگی دارد به کدام فردا بیندیشی دوست من آغازی دیگر : سلام آره خیلی سخته اما میدونم میتونه با تشکر از همتون
درود بسیار ... لطف عالی و دیگر دوستان باعث انگیزه های بیشتر حقیر برای بهتر نوشتن می شود ... ممنون .... این لطف شماست و دلنشینی مطلب از مهربانی مخاطب سرچشمه میگیرد...
چه شادمانم من اینک چه شادمانم که با تو قرار ملاقات دارم چه شادمانم که به دیدارم خواهی آمد . . . اما میدانم درست در همان لحظه اخر اتفاقی می افتد و باز تاخیر در وعده گاه و باز دو چشم منتظر و باز نومیدی بزرگی که حقیرم میکند!
شاید گاهی در بعضی دیدار ها اینگونه باشد ما به حمدا...برای ما اینگونه نشد
اینده از ان ماست
شاید از ان ما باشد...شاید
یاد شعر سید علی صالحی افتادم
گریه نکن ری را جان
اردیبهشت به دیدنت می آیم
سید علی جان هم پس در غم فراغ بودن
حتما شعرشو میخونم
درود بسیار دوست گرامی ... خوبین؟
آمدم سپاسگذاری کنم بابت حضورتان و دلگرمی هایتان ... ممنان .
متونتان زیباست ... بسیار لذت بردم ...
با اجازه ی حضرت عالی لینکتان می کنم ...
لطف دارید
خود نگران نباش ته بودن.../
چشم...
مرسی
فاصله ها روز شمارند
)
و دیدارها ثانیه شمار
و چه خوب است امید به دیدار تو
( این میتونه جواب طرف صحبتت تو این پست باشه
خوب میشد همینو میگفت
اما اونم چیز عالیی گفت
مرسی
فردا ... فردا ...فردا ...
فردا کی میاد خب
فرداش جمعه بود رفتم
الانم اومدم
بالاخره نوشتم
با سپاس فراوان
عشق یا واقعیه یا اصلا وجود نداره
عشق غیر واقعی بی معنیه
ممنون از حضورت
چه شعر زیبایی گذاشتی
چرا هست عشق غیر واقعی این روزا زیاده جانم
ببین میبینی
مرسی
شک نمی کنم
خوبه شک جیزه
فردا به دیدنت می آیم ... من بی اختیار، گرفتار تصویرهای ذهنیم.
بستگی داره تصویر ذهنی چی باشه
matlabe jalebie
webe ghahsangi darid
tabrik migam
tanks
زیبا !
مرسی
آخ!چه دلگرم می شه اون با این حرفا...
دلم گرما خواست
وقتی یه چیز گرم می بینی سرمای خودت بیشتر تو ذوق می زنه...
حکایت منه!
همه مان به چیزی دل گرمیم
اگر نبود دلیلی برای هدر دادن اکسیژن پیدا نمیکردیم!
شاید دیدار به قیامت...
نه متاسفم دیدار نزدیک بود
کارمان شده تحمل با امید شاید اینده ای بهتر...خوب است که تو را دارد و دلگرمی و اطمینانت را
لطف دارید
امید تنها سراب ماست
... و چقدر در این روزها دلتنگ تو و سایر دوستانم بودم .
میخوانمت ای عزیز
مرسی.ما هم همینطور
انگار برا من گفتی
نه به خودتان نگیرید دکی جان
برا ی abso جان است
نگران نباش ؟
این خودش تهه نگرونیه
شاید همینطوره!
خوبه...این دوریا یه جورایی حال میده...
از اینجایی که من ایستادم فردایی به چشم نمیاد...
تو بگو چرا فردا اینقدر دوره؟
چقدر سخته براش تحمل یک مشت سفله
سلام
ببخشید در هنگام پاسخ به نظرات برق قطع شد!

در جواب به :
(تو) عزیزم : آره هر چیز کمش خوبه اما اگه زیاد باشه نه
بلندترین عزیز : بستگی دارد به کدام فردا بیندیشی دوست من
آغازی دیگر : سلام
آره خیلی سخته اما میدونم میتونه
با تشکر از همتون
درود بسیار ...
لطف عالی و دیگر دوستان باعث انگیزه های بیشتر حقیر برای بهتر نوشتن می شود ...
ممنون .... این لطف شماست و دلنشینی مطلب از مهربانی مخاطب سرچشمه میگیرد...
لطف شما زیاده
مرسی به مام سر زدین
اشکهای من که اصلا حساب کتاب نداره همین جور میاد
آخی گناه داری...
سلام

چه زیبا نوشته بودین...به امید فردایی نزدیک و نزدیک تر
موفق باشید
مرسی عزیزم
شما هم موفق باشید
الان میخوای بگی فردا با ماست؟!
بعید میدونم!!!
نه من چنین جسارتی نمیکنم فردا مال آنهاست عزیزم
چه شادمانم من اینک
چه شادمانم که با تو قرار ملاقات دارم
چه شادمانم که به دیدارم خواهی آمد
. . . اما میدانم درست در همان لحظه اخر اتفاقی می افتد و باز تاخیر در وعده گاه و باز دو چشم منتظر و باز نومیدی بزرگی که حقیرم میکند!
شاید گاهی در بعضی دیدار ها اینگونه باشد
ما به حمدا...برای ما اینگونه نشد
فردا به دیدارت می آیم
؛چه جمله ی دلنشینی؛
ممنون
عشقت را برای من حفظ کن
تو میدانی که نمی توانم اینجا بمانم !
صدایم را می شنوی ؟!
نگران هیچ چیز نباش
و اگر همه چیز به تاریکی گرایید، تنها مرا صدا کن!!!
تنها مرا صدا کن، منظورتان خداست؟
میشه با هر دیدی نگاش کرد!
آره خب
هرچه دارم از آمدنت است و بس!!